حميد احمدى

226

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

امام رضا عليه السلام در دوران امامت خويش در سال‌هاى پايانى حياتشان چون محتمل مىدانستند چنين شبهاتى در خصوص امامت امام جواد عليه السلام پيش‌آيد ، با شهادت‌طلبيدن برخى بزرگان شيعى همانند ابويحيى صنعانى ، ابن‌ساباط و عبّاد بن اسماعيل ، آنان را در اين امر شاهد گرفتند . « 1 » امام جواد عليه السلام نيز با آگاهى تمام در چند جاى به پرسندگان و ترديدكنندگان پاسخ گفته‌اند و با استدلال به اينكه امامت منصب و مقام الهى است و خداوند اگر اراده‌اش تعلق گيرد ، اين شايستگى و ظرفيت را براى برتافتن امانت و مسئوليت ايجاد مىكند ، به نمونه‌هاى تاريخى در پيامبران الهى - كه در كتب آسمانى تورات و انجيل و قرآن آمده - اشاره مىكند ؛ « 2 » چنان كه در قرآن دربارهء نبوت حضرت يحيى مىخوانيم : وَ لَمَّا بَلَغَ اشُدَّهُ آتَيْنَاهُ حُكْماً وَ عِلْماً . « 3 » و چون به حدّ رشد رسيد ، او را حكمت و دانش عطا كرديم . نمونه بارز مورد اتفاق مسلمانان و مسيحيان ، نبوت حضرت عيسى عليه السلام در خردسالى است : آتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيّاً . « 4 » ما در خردسالى به او نبوت داديم . در باره حضرت يوسف نيز داستان چنين است . « 5 » به هر روى ، امام عليه السلام با اين استدلال ، هم درك بالاى خود را مىنماياند و هم از اراده خداوندى در سپردن مسئوليت الهى به افراد كم سن ، ولى داراى توان و علم و حكمت سخن مىگويد . بنابراين علم خداوند به‌عنوان موهبتى براى هدايت جامعه بشرى ممكن است بدون آموزش و يادگيرى به گونه‌اى لدنّى در افراد وجود داشته باشد . « 6 » از اين روست كه نخبگان و بيشتر شيعه ، امامت را از منظر « منصب الهى » مىنگريستند . براى بسيارى نيز آزمودن امام عليه السلام براى كشف

--> ( 1 ) . بنگريد به : شيخ مفيد ، الإرشاد فى معرفة حجج اللّه على العباد ، ص 317 ؛ ابوعلى فضل بن حسن‌طبرسى ، اعلام الورى ، ص 330 ؛ علّامه محمد تقى مجلسى ، بحار الأنوار ، ج 50 ، ص 36 - 18 . ( 2 ) . ابومحمد حسن بن موسى نوبختى ، فرق الشيعة ، تصحيح محمدصادق آل‌بحرالعلوم ، ص 90 . ( 3 ) . يوسف ( 12 ) : 22 . ( 4 ) . مريم ( 19 ) : 12 . ( 5 ) . قصص ( 28 ) : 14 . ( 6 ) . محمد بن حسن حر عاملى ، وسائل الشيعة الى تحصيل مسائل الشريعة ، ص 90 .